درباره نویسنده
الناز درستکار
  • صفحه نخست
  • آرشیو وبلاگ
  • تماس با من
  • فید وبلاگ
مطالب اخیر
  • قدرت اراده انسان نهایتی ندارد
  • شاید جالب باشه
  • تفکر
  • سیب
  • هشت موضوع شگفت انگیز از زندگی آلبرت انیشتن
  • آیا می دانید که ...؟!!
  • گذری به بیوگرافی چندین هنرمند
  • چند کلامی از بزرگان
آرشیو وبلاگ
  • عناوین مطالب
  • مهر ٩٠
  • امرداد ۸٧
  • خرداد ۸٧
  • فروردین ۸٧
  • بهمن ۸٦
  • دی ۸٦
کدهای اضافی کاربر



مهتاب
قدرت اراده انسان نهایتی ندارد
نویسنده: الناز درستکار - ۱۳٩٠/٧/۱٠

شاید کمتر کسی با دیدن این نقاشی ها، معلولیت جسمی خالق آنها را متصور شود.

 

آقای doug landis هنرمندی استثنایی است که بعد از اینکه هر دو دست خود را در یک حادثه از دست داد، گوشه عزلت نگزید، ترک زندگی نکرد، روحیه خود را نباخت و کنج خانه اش به شمردن روزهای باقیمانده عمرش نپرداخت...

او مداد را به دهان گرفت و به خلق آثاری فوق العاده زیبا و ماندگار پرداخت... در زیر چند نمونه از این آثار هنری بی نظیر به تصویر کشیده شده است.

جالب توجه آن است که آقای لاندیس قبل از این پیشامد ناگوار، هنرمند و نقاش نبوده است!

نظرات ()



شاید جالب باشه
نویسنده: الناز درستکار - ۱۳٩٠/٧/٧

 لطفعلی خان زند(۱۱۴۸-۱۱۷۳ خورشیدی) واپسین فرمانروای زند بود که میان سالهای ۱۱۶۸ تا ۱۱۷۳ خورشیدی (۱۲۰۳ تا۱۲۰۹ قمری) بر سر پادشاهی با هماورد نیرومندش آغا محمدخان قاجار به نبرد پرداخت و سرانجام از او شکست خورد و با مرگ او پرونده دودمان زند نیز بسته شد.لطفعلی خان زندگانی پر افتخاری داشت. در سراسر زندگی او سادگی میابیم لطفعلی خان زند در سال 1148 خورشیدی درشیراز متولد شد.لطفعلی خان چهره زیبایی داشت و ورد زبان عام وخاص شده بود . لطفعلی خان علاوه بر زیبایی بسیار پر قدرت و راستگو درستکار دلیر و شجاع بود وی پسر جعفر بن زند و نوه صادق خان زند برادر بنیان گذار زندیه می باشد . وی از ادب شعر هم بی بهره نبود او در سوارسواری و شمشیر زنی در سایر فنون بی مثل بود.لطفعلی خان را آقامحمد خان به  تهران برد و پس از چندی دستور کشتنش را داد.مرگ وی را به روش خفه کردن نوشته‌اند.پیکرش را در امامزاده زید در بازار قدیمی تهران به خاک سپردند.

قبر لطفعلی خان زند

نظرات ()



تفکر
نویسنده: الناز درستکار - ۱۳٩٠/٧/٧

 

طرز تفکر یک سگ: این آدما به من غذا میدن، نوازشم میکنن، دوسم دارن. پس حتما اونا خدای من هستند

طرز تفکر یک گربه: این آدما به من غذا میدن، نوازشم میکنن، دوسم دارن. حتما من خدای اونا هستم


 

اگر خوب به این جملات فکر کنید، انسان ها هم از همین نوع تفکرها برخوردار هستند. عده ای خودشون رو به خاطر توجه و محبت دیگران مدیون تصور می کنند و عده ای به خاطر همین موضوع دچار خود بزرگ  بینی های کاذب میشن

 

 

 

--

 

نظرات ()



مطالب قدیمی تر »